بلاگ

پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

فریبرز اسمعیلی :

   پرفورمنس آرت رسانه ایست برای دنیای پست مدرن. می توان به جرات بیان کرد که پرفورمنس آرت تنها
جریان برآمده از پست مدرنیسم است. المان های پرفورمنس آرت در بسیاری جاها از پست مدرنیسم هم فراتر رفته است. این هنر در دهه های دو و سه چنان پیشرفت کرده و تکامل یافته که کم کم به مکتب و تفکری با شاخصه های مستقل از پست مدرنیسم دست پیدا کرده است چنان که باید آن را یک شاخه جدا و مستقل تعریف کرد. امروزه از پرفورمنس می توان به عنوان یک شاخه مهم اجرایی در بیان هنری نام برد. اما باید خاطر نشان کرد سهم کودکان و نوجوانان از این سبک جدید هنری اندک است.  در فارسی به پرفورمنس آرت هنر اجرا یا هنر نمایشگون گفته می شود. پرفورمنس هنری است مرتبط با دیگر رشته های هنری که برای بینندگان اجرا می شود. این اجرا   می تواند از پیش نوشته شده باشد یا فی البداهه باشد. گاهی هماهنگ شده باشد یا گاهی ذاتی و خودجوش و یا دقیق و از پیش طراحی شده، همراه با شرکت کنندگان و بینندگان و یا بدون حضور آن ها اجرا شود. اجرای پرفورمنس می تواند به صورت زنده و یا از طریق رسانه باشد. در واقع پرفورمنس می تواند هر موقعیتی را که دارای چهار عنصر پایه ای زمان، مکان، بدن  اجرا کننده و یا حضور رسانه ای آن و رابطه ی میان اجرا کننده و بیننده است را شامل شود.


هنر پرفورمنس در واقع راهی است که می توان از طریق آن با گروه وسیعی از مردم ارتباط برقرار کرد و با آنها معاشرت کرد و آنها را نیز به معاشرت دوباره با فرهنگ و هنر واداشت. پرفورمنس هر آنچه برای جذب مخاطب لازم است در کیسه خود دارد. این به خلاقیت هنرمند بر می گردد که برای همراه نمودن مخاطبش از چه ابزاری
استفاده می کند و کدام را از کیسه اش خارج می کند. فضا در یک اجرای پرفورمنس محدودیت ندارد. در گوشه یک رستوران، کنار خیابان، زیر درختان پارک یا یک گالری هنری می تواند فضاهای مناسب اجرا باشند. اما تنها
چیز مهم در اجرای یک پرفورمنس حضور مخاطب است. پس پرفورمنس می تواند هر جایی که چشمان جستجوگر مخاطب آنجاست اجرا شود و متولد شود.


برخی افراد پرفورمنس را در تاتر خلاصه می کنند اما پرفورمنس تنها به وسیله تاتر اجرا می شود. پرفورمنس از تاتر گرفته شده است اما به صورت بنیادی متصل به تاتر نیست، در واقع پرفورمنس آرت در ابتدا در دنیای
نقاشی و مجسمه سازی متولد شده بود و بعد وارد تاتر شد. در واقع این هنر در دهه های شصت میلادی از دل هنرهای تجسمی بیرون آمد.

مطالعه ای کوتاه از پرفورمنس آرت های مارینا آبراموویچ

   مارینا آبرامویچ هنرمند یوگوسلاوی‌تبار ساکن نیویورک است که از اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ خلق آثار پرفورمنس را به صورت حرفه‌ای آغاز کرد. وی با سه دهه فعالیت، سعی بر این دارد تا خود را به عنوان «مادر هنر پرفورمنس» مطرح کند. اثر آبراموویچ رابطه‌ی میان پرفورمر (اجراکار) و مخاطب، محدودیت‌های بدن و امکانات مفاهیم ذهنی را مورد کاوش قرار می‌دهد.

Picture1 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)


پاتریچ واماوا عموی بزرگ مارینا آبراموویچ، کشیش یک کلیسای ارتدوکس صربستانی بود. والدین او، هر دو در جنگ جهانی دوم نظامی بودند. پدرش ووجو یک فرمانده بود که بعد از جنگ به عنوان یک قهرمان ملی مورد
تحسین قرار گرفت. مادرش دانیکا، یک سرگرد ارتش بود که در اواسط دهه شصت مدیریت موزه‌ی هنر و انقلاب بلگراد را بر عهده داشت.

Picture3 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)


   پدر آبرامویچ در ۱۹۶۴ خانواده‌اش را ترک کرد. در مصاحبه‌ای که در ۱۹۹۸ منتشر شد، مارینا شرح داد که چگونه « مادر به شیوه‌ی ارتشی‌ها کنترل من و برادرم را در دست گرفت. من تا سن ۲۹ سالگی اجازه نداشتم که بعد از ۱۰ شب از خانه بیرون بروم. . . . همه‌ پرفورمنس‌هایم در یوگوسلاوی را در غروب و قبل از ساعت ۱۰ شب انجام می‌دادم چرا که مجبور بودم که پس از آن به خانه بروم. کاملاً احمقانه بود اما تمام خودزنی‌ها، تازیانه‌زنی‌ها و خودسوزی‌هایم تقریباً زندگی‌ام را در ستاره‌ی آتشین مفقود می‌کرد. همه‌چیز باید قبل از ساعت ۱۰ و در غروب انجام می شد.» 

 مارینا آبراموویچ نیروی طبیعت است. هنرمندی که آثارش به اندازه زندگی‌اش حیرت‌انگیزند. او از بدنش به مثابه سوژه و رسانه اصلی هنرش استفاده می‌کند. آبراموویچ در اواسط دهه هفتاد با اجراهای رادیکال و خلاقانه‌اش که با همکاری اولی هنرمند آلمانی تبار ساخته بود به شهرت رسید. «هنر راحت است» نوشته‌یی بود که آبراموویچ و اولی بر شیشه جلوی اتومبیل مینی‌ون که خانه‌شان بود و در آن زندگی می‌کردند چسبانده بودند؛ اتومبیلی که حالا اثری موزه‌یی است. وقتی همکاری ۲۳ ساله این دو به پایان رسید، مارینا به تنهایی کارش را ادامه داد و در نهایت به نامدارترین پرفورمنس آرتیست زن بدل شد که بانی تبدیل اجرا به شکلی نهادینه از هنر بود

Picture4 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

 در این فرآیند او با نامیدن خود به عنوان «مادربزرگ هنر اجرا» (اصطلاحی که امروز ردش می‌کند) شهرت خود را تثبیت کرد و به نشانه یا مارکی برای نسل جدید هنرمندان اجرا بدل شد. این نسل آنقدر خوش شانس هستند که اجرای دوباره بهترین آثار آبراموویچ را در رپرتواری ۴۰ ساله و در تازه‌ترین مرور آثار او با نام «هنرمند حاضر است» در موزه هنر مدرن نظاره‌گر باشند. در این اجرا هنرمند واقعا حاضر بود. لباسی بلند پوشیده بود و زیر نورهایی شدید بی‌حرکت و بی‌کلام نشسته بود. 

   او به مدت سه ماه در ساعت‌های بازدید از موزه یا به عبارتی بمدت ۷۰۰ ساعت این عمل را تکرار کرد. این اجرا زنده‌ترین نمایشی بود که تا به حال در موزه هنر مدرن دیده‌ایم؛ فوران انرژی و احساس. 

   اجراهای او شخصی و به لحاظ فیزیکی و حسی آشکار و پرمخاطره بودند. او در اجراهای خود کنشهای زندگی روزمره مانند قدم زدن، جیغ کشیدن و در کل کارهای عادی زندگی را ملاک قرار می‌داد تا از این طریق قدرت نهفته در این کارها را افشا کند.

Picture6 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)


برخی از آثار نخستین آبراموویچ که تقریبا از خطرناک‌ترین پرفورمنس های او نیز هستند، نه فقط مشارکت تماشاگران که حس خشونت بالقوه آنان را نیز برانگیخت. آبراموویچ در اجرای ریتم صفر (۱۹۷۴) از تماشاگرانش خواست تا با استفاده از ۷۲ وسیله‌یی که در اختیار آنها گذاشته بود هرچه می‌خواهند بر سر او بیاورند. تماشاگران پس از گذشت ۹ ساعت از اجرا، در حالی که بدن آبراموویچ زخمی، نقاشی و تزیین شده بود و یکی از تماشاگران اسلحه‌یی بالای سرش گرفته بود، اجرا را متوقف کردند. او در سال ۱۹۷۵ تعدادی بادی آرت اجرا کرد که از طریق آنها محدودیت‌های بدن خود را آزمود. برای مثال، در اجرای «آزاد کردن صدا» آنقدر جیغ کشید تا صدایش را از دست داد یا در اجرای «وقفه در فضا» پی درپی به سمت دیوار دوید و به آن برخورد کرد تا آنجا که از حال رفت. در اجرای «لب‌های توماس» نیز بمدت ۳۰ دقیقه روی صلیبی یخین دراز کشید. آبراموویچ در سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۸ در یکی از مشهورترین همکاری‌های هنری تاریخ هنر معاصر، به همراه پارتنر خود، اولی، هنرمند آلمانی تبار به آزمایش مرزهای پایداری بدن ادامه داد. آن دو پس از نمایش مجموعه اجراهایی در پی کشف مرز درد، به کار روی

Picture5 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

اجرایی مشغول شدند که آنها را به مقاومت در برابر زمان ملزم کرد. در اجرای «تقاطع شب و دریا» (۱۹۸۱) که در مکان‌های مختلفی در سرتاسر دنیا اجرا شد، آبراموویچ و اولی بی‌حرکت، ساکت و بدون غذا بمدت هفت تا دوازده ساعت، طی روزهای متعدد رودرروی هم در دو طرف میزی نشستند. اما نقطه اوج مهارت هنری مقاومت مشترک آنها اجرای «عاشق ها: قدم زدن روی دیوار چین»، (چین، ۱۹۸۸) بود. 

Picture7 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

   در این اجرا که ۹۰ روز به طول انجامید آبراموویچ از انتهای سمت شرقی دیوار چین و اولی از منتهاالیه غربی دیوار به قصد ملاقات یکدیگر به سوی مرکز دیوار به راه افتادند و در نقطه تلاقی با یکدیگر قطع رابطه کردند و به همکاری خود پایان دادند. آبراموویچ در اجرای «بالکان باروک» (۱۹۹۷) مستقیما به پاکسازی قومی در جنگ اخیر زادبومش صربستان اشاره کرد. او در این چیدمان، ویدیوهایی را به شکل سه لته در کنار هم قرار داده بود که نمایش‌دهنده او و والدینش، سه ظرف مسی و کپه‌یی استخوان متشکل از استخوان ۱۵۰۰ راس گاو بودند. آبراموویچ بمدت ۵ روز، روزی ۶ ساعت روی کپه استخوان می‌نشست، استخوان‌ها را با برس می‌سایید و با ماده گندزدا تمیزشان می‌کرد.

Picture8 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

   آبراموویچ در سال ۲۰۰۲ «خانه‌یی با چشم‌انداز اقیانوس» را اجرا کرد. او در این اجرا دوازده روز را بدون صحبت کردن با کسی یا خوردن چیزی در گالری نیویورک سپری کرد؛ سه اتاقک قابل رویت را در فاصله ۵/۱ متر بالاتر از سطح زمین نصب کرد که تنها به وسیله نردبان قابل دسترسی بودند. نردبان‌هایی که به جای پله در آنها چاقوی قصابی تعبیه شده بود. در انتهای اجرا آبراموویچ اعلام کرد که این اجرا ادای دینی به حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ است و به مردم نیویورک تقدیم می‌شود. آبراموویچ هم‌اکنون در آستانه ۶۵ سالگی درصدد راه‌اندازی مرکزی هنری مختص پرفورمنس آرت در هادسن امریکا است که موسسه مارینا آبراموویچ نام خواهد داشت.آبرامویچ در طی سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ دانشجوی آکادمی هنرهای زیبا در بلگراد بود. او تحصیلات تکمیلی‌اش را در آکادمی هنرهای زیبای زاگرب در ۱۹۷۲ به پایان رساند و از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۵ در آکادمی هنرهای زیبا واقع در نوی سَد به تدریس پرداخت، زمانی که در حال تکمیل نخستین پرفورمنس انفرادی‌اش بود.

گزیده ای از آثار مارینا آبراموویچ

گرفتاری در ماشین رختشویی

Picture9 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

مارینای کودک، دست­های خود را میان غلطک­های یک ماشین رختشویی قدیمی ساخته سال ۱۹۴۸ به شدت زخمی کرد. در اینجا بود که او نخستین بار مفهوم رنج و تنهایی را با گوشت و پوست خود لمس کرد. اینک او غلطک‌ها را با زرورقی طلایی پوشانده است

حضور هنرمند

Picture10 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

   آبراموویچ در”پرفورمنس هنرمند حاضر است” که سال ۲۰۱۰ در نیویورک اجرا کرد به مدت سه ماه تمام روزی ۸ ساعت بدون حرکت و با صرف­نظر از تمام نیازهای انسانی مقابل بازدیدکنندگان می‌نشست. اینجا در بن، بازدید کنندگان نیز این امکان را دارند بدون محدودیت زمانی مقابل هم بنشینند و به هم نگاه کنند.

تانگو

Picture12 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

   دراین اثر که در روزهای بعد توسط هنرمندان دیگر اجرا شد، اجراکنندگان در محیطی باز و وسط میزی که دورتا دورش بازدیدکنندگان نشسته بودند ۹۶ دقیقه تنها یک حرکت مشخص رقص تانگو را با همراهی موزیک به اجرا در می­آوردند.

بالکان باروک

Picture13 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

   “پرفورمنـس بالکـان بـاروک” یکی از تاثیـرگـذارتریـن پرفورمنـس‌هـای آبراموویچ است که سال ۱۹۹۷ پس از پایان جنگ‌های بالکان در بیناله ونیز اجـرا و برنـده شیـر طـلایی شد. آبراموویچ طی ۴ روز و هر بار برای ۶ ساعت بالای تپه‌ای متشکل از صدها استخوان گاو می‌نشست و با سطلی آب و فرچه تلاش می‌کرد خون روی آنها را بشوید.

خانه ای با چشم انداز اقیانوس

Picture14 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

  پرفورمنس “خانه‌ای با چشم‌انداز اقیانوس” سال ۲۰۰۲ در نیویورک اجرا شد. این بار شاگرد او، لین کنشینگ ۱۲ شبانه روز در موزه هنر شهر بن همانند او با روزه گرسنگی و سکوت این پرفورمنس را اجرا کرد. در اولین روز اجرا آبراموویچ به بازدیدکنندگان گفت: شما اقیانوس هستید، به سوی لین بروید و به او انرژی بدهید. او در این ۱۲ روز به شما نیاز دارد.

من با انرژی تماشاگرانم کار می‌کنم

Picture15 1 - پرفورمنس آرت(هنر اجرا)

   “من با انرژی تماشاگرانم کار می‌کنم. بدون انرژی آنها، قطعا هنر پرفورمنسی شکل نخواهد گرفت!”

فریبرز اسمعیلی ، ارتباط تصویری

برچسب ها
نمایش بیشتر

ملحق شدن!

به دوستان خود بپیوندید!

بیاید و به ارتباط تصویری بپیوندید شبکه خود را گسترش دهید و افراد جدید را بشناسید!

نظرات

No comments yet
دکمه بازگشت به بالا